اعتقاد معنی انگلیسی acceptance belief commitment dogma faith idea notion persuasion واژههای انگلیسی با این معنی unbeliever بي اعتقاد، کافر، بي ايمان unbelieving بي اعتقاد، کافر، بي ايمان disbeliever بي اعتقاد، بي ايمان believing با اعتقاد theism اعتقاد بخدا، خدا شناسي، توحيد theistical اعتقاد بخدا، خدا شناسي، توحيد credo اعتقاد نامه، کلمه شهادت demonism اعتقاد بديو، ديوپرستي fairyism اعتقاد پري وجني، پري صفتي، قوه پري trinitarianism اعتقاد به تثليت، اصالت تثليت casualism اعتقاد به اتفاق nicene creed اعتقاد نامه نيسن. cloaca theory اعتقاد به مقعدزايي vampirism اعتقاد بوجود vampire، خون مکيدن utopiannism اعتقاد به مدينه فاضله، روش فکري افلاطون، فرانسيس بيکن immortalism اعتقاد به ماندگاري روح denominationalism اعتقاد به تفکيک و تقسيم، فرقه گرايي.، سازگان فرقه يي finality اعتقاد بعلت غايي درگيتي، قطعيت، پايا adventism اعتقاد بدوباره امدن مسيح idealistically از روي اعتقاد به تصور و خيال hylotheism اعتقاد به يکي بودن خدا و ماده، اعتقاد به اينکه خدا و ماده يکي هستند salvationism اعتقاد بلزوم رستگاري از گناه . millenarianism اعتقاد به سلطنت هزار ساله مسيح. physicist کسيکه اعتقاد به اصالت طبيعت دارد، حکيم مادي، فيزيک خوان