اغفال
معنی انگلیسی
enticement fraud
واژههای انگلیسی با این معنی
- self deceived اغفال شده، فريب نفس خورده، خود فريفته .
- self deceit اغفال نفس، خود را گول زني، خود فريبي.
- gimmickry وسايل اغفال يا تقلب، حقه بازي، استفاده از وسايل اغفال و کلاهبرداري
- diversionary landing فرود انحرافي براي اغفال دشمن، فرود منحرف کننده
- entrap into با اغفال وادار کردن به .....
- delusion فريب، اغفال، فريفتگي
- delusively فريب، اغفال، فريفتگي
- delusiveness فريب، اغفال، فريفتگي
- beguilement فريب، اغفال
- cozenage فريب، اغفال
- entire delusion فريب محض، اغفال صرف
- cozen فريب دادن، اغفال کردن
- elusive طفره اميز، اغفال کننده، گول زن
- elusory طفره اميز، اغفال کننده، گول زن
- illusive فريبنده، اغفال کننده، موهوم
- illusory فريبنده، اغفال کننده، موهوم
- elusion گريز، طفره، اغفال
- flatter چاپلوسي کردن، ريشخندکردن، اغفال کردن
- blandishing چاپلوسي کردن، ريشخندکردن، اغفال کردن
- beguile فريب دادن، گول زدن، اغفال کردن
- delude فريب دادن، فريفتن، اغفال کردن
- deludingly فريب دادن، فريفتن، اغفال کردن
- hoodwink چشم بندي کردن، فريب دادن، اغفال کردن.
- hallucination خيال، وهم، خطاي حس