افتتاح معنی انگلیسی dedication inaugural inauguration opening واژههای انگلیسی با این معنی issue a credit افتتاح اعتبار auspicate به مبارکي افتتاح کردن يا گشودن vernissage گشايش، افتتاح، سرآغاز inauguration گشايش، ايين گشايش، افتتاح opener باز کننده، گشاينده، افتتاح کننده issuance credit صدور، گشايش، افتتاح اعتبار inaugurate ايين گشايش، بجا اوردن، گشودن hansel دستلاف، دشت، پيش قسط inaugurator بنيادگذار، اغاز کننده، گشاينده reopen دوباره باز کردن، بازگشودن، بازگشايي کردن overture سرآغاز، مقدمه، پيشنهاد