reopen
معنی فارسی
دوباره باز کردن بازگشودن بازگشايي کردن تجديد گشايي کردن افتتاح مجدد کردن دوباره شروع کردن سرآغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل باز آغاز کردن دنبال کردن پي کردن ادامه دادن باقي بودن مداومت کردن
معنی کامل و مثالها
/rē ō´pǝn/vt., vi.
● دوباره باز کردن، بازگشودن، بازگشایی کردن، مجددا افتتاح کردن
the reopening of the national assemly
بازگشایی مجلس شورای ملی
● دوباره شروع کردن، بازآغازیدن، بازآغاز کردن، (پس از وقفه) ادامه دادن
to reopen a debate
بحثی را دوباره آغاز کردن
تعریف انگلیسی
- open again or anew “They reopened the theater” “Somebody ----s something” “They want to reopen the doors”