دیکشنری فارسی

reopen

USrı'əupən

معنی فارسی

دوباره باز کردن بازگشودن بازگشايي کردن تجديد گشايي کردن افتتاح مجدد کردن دوباره شروع کردن سرآغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل باز آغاز کردن دنبال کردن پي کردن ادامه دادن باقي بودن مداومت کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/rē ō´pǝn/vt., vi.

● دوباره باز کردن، بازگشودن، بازگشایی کردن، مجددا افتتاح کردن

the reopening of the national assemly

بازگشایی مجلس شورای ملی

● دوباره شروع کردن، بازآغازیدن، بازآغاز کردن، (پس از وقفه) ادامه دادن

to reopen a debate

بحثی را دوباره آغاز کردن

تعریف انگلیسی

verb
  1. open again or anew “They reopened the theater” “Somebody ----s something” “They want to reopen the doors”

واژه‌های دیگر با معنی «دوباره باز کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن