دیکشنری فارسی

rebroadcast

UKrəbrɔːdkɑːst USrıb'rɔd'kæst

معنی فارسی

دوباره پخش کردن باز پخش کردن باز پخش پخش مجدد بازپراکني

معنی کامل و مثال‌ها

/rē brôd´kast´/n.,vt., vi.

(از رادیو و تلویزیون) دوباره پخش کردن، باز پخش کردن

باز پخش، پخش مجدد، بازپراکنی

واژه‌های دیگر با معنی «دوباره پخش کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن