دیکشنری فارسی

rebroadcast

UKrəbrɔːdkɑːst USrıb'rɔd'kæst

معنی فارسی

دوباره پخش کردن باز پخش کردن باز پخش پخش مجدد بازپراکني

معنی کامل و مثال‌ها

/rē brôd´kast´/n.,vt., vi.

● (از رادیو و تلویزیون) دوباره پخش کردن، باز پخش کردن

● باز پخش، پخش مجدد، بازپراکنی

تعریف انگلیسی

verb
  1. a broadcast that repeated at a later time
  2. broadcast again, as of a film “Somebody ----s something”

واژه‌های دیگر با معنی «دوباره پخش کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن