دیکشنری فارسی

redistribute

US'ri:dıs'trıbjut

معنی فارسی

دوباره پخش کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/rē´dis trib´yōōt/vt.

● دوباره پخش کردن (رجوع شود به: distribute بعلاوه‌ی re-)

تعریف انگلیسی

verb
  1. distribute anew “redistribute the troops more strategically” “Somebody ----s something” “Somebody ----s somebody”

واژه‌های دیگر با معنی «دوباره پخش کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن