اقتباس
معنی انگلیسی
version
واژههای انگلیسی با این معنی
- excerption اقتباس، انتخاب، برگزيني
- partita اقتباس، سويت
- cento قطعه ياتصنيفي که ازچند جا اقتباس شده باشد
- derive گرفتن، اقتباس کردن، دريافتن
- quotable قابل ذکر، قابل اقتباس
- low comedy نمايشنامه مضحکي که از زندگي مردم طبقه سوم، اقتباس شده .
- textualist کسي که زياد به نص يا لفظ اهميت ميدهد، کسيکه درنقل يا اقتباس عبارات چالاک است
- derivation اشتقاق، اخذ، اقتباس
- eclectic گلچين کننده، ازهرجاگزيننده، اقتباس شده
- quoteworthy شايسته ذکر، لايق ذکر، قابل اقتباس
- polarization استقطاب، ذوقطبين سازي، اقتباس معني ويژه
- quotation نقل، ذکر، ايراد
- extraction استخراج، بيرون اوري، کشش
- reflected بر گشته، برگردانده، منعکس (شده)
- adoptive انتخابي، اختياري، اقتباسي
- borrow وام گرفتن، قرض گرفتن، عاريه کردن
- snippel دم قيچي، تيکه، خرده
- adoption اختيار، اتخاذ، قبول
- loan وام، قرضه، قرض
- adopt قبول کردن، گرفتن، پذيرفتن