الحاق معنی انگلیسی addenda confluence incorporation integration linkup واژههای انگلیسی با این معنی subjunction الحاق، افزايش در پايان، چيز اضافه شده . adjunction الحاق، افزايش، ضميمه annexation الحاق، افزايش، انضمام link up عمل الحاق، پيوستن junction point نقطه الحاق irredentism الحاق گرايي، سياست اعاده نقاط ايتاليايي زبان بايتاليا. surcharge and falsify الحاق و حذف annexation of territory الحاق سرزمين incorporative وابسته به الحاق، الحاقي، مشارکت. object assembly test آزمون الحاق قطعات group rendezvous نقطه الحاق گروهي يا قسمتي force rendezvous نقطه الحاق هواپيماها يا کشتيها براي، اجراي عمليات insertion درج، الحاق، افزايش juncture اتصال، الحاق، پيوستگي synoecy اتحاد واتفاق، الحاق، ائتلاف synoeky اتحاد واتفاق، الحاق، ائتلاف additament افزايش، الحاق cross over point نقطه تقاطع مسير رژه، نقطه الحاق مسيرها boat rendezvous area منطقه تجمع قايقها، منطقه الحاق قايقهاي ناو گروه interpolation درج عبارات تازه يا بيگانه، تحريف با عبارات تازه بيگانه، درج addition افزايش، اضافه، ازدياد juxaposition بهم نزديک سازي، پهلوي هم گذاري، پيوستگي addenda ضميمه، ذيل، افزايش addendum ضميمه، ذيل، افزايش