الماس
معنی انگلیسی
diamond
واژههای انگلیسی با این معنی
- diamond الماس، ماس، لوزي
- adamantean الماس وش، سخت، داراي تلئلو
- diamondiferous الماس زا، الماس دار، الماس خيز.
- riviere طوق الماس، گردن بند، جواهر
- diamantiferous الماس خيز
- imitation diamond الماس بدل
- black diamond الماس سياه
- diamond-cutter الماس تراش
- rose diamond الماس فلامک
- diamond structure ساختار الماس، ساختار الماسي
- lasque الماس رگه دار، الماس پهن و بد شکل
- rough d. الماس بي تراش
- diamond cutting tool الماس شيشه بري
- glass cutter الماس شيشه بري
- diamond-cut داراي تراش الماس
- diamond-dust خرده ياسوده الماس
- bort خرده الماس تراشدار
- achondrite سنگ الماس بدون ذرات گرد
- koh-i-noor کوه نور (الماس نامي هندوستان، که اکنون جزء دارائي پادشاه انگليس، است)
- briolette نوعي الماس بيضي يا گلابي شکل
- pulsator ماشيني که الماس را از خاک جدا ميکند
- koh i noor کوه نور:الماس نامي هندوستان که اکنون، جزودارايي پادشاه انگليس است
- adamantine داراي تلئلو، الماس، الماس وش
- carbonado گوشت مرغ يا ماهي کباب شده، الماس تيره رنگ، کباب کردن