امتحان کننده معنی انگلیسی examiner واژههای انگلیسی با این معنی check lock ساعت امتحان کننده، مهره پشت گير examinatorial وابسته به امتحان يا امتحان کننده، آزمونگرانه examinant ممتحن، امتحان کننده، بازپرس examinee ممتحن، امتحان کننده، بازپرس trier آزماينده، آزمايش کننده، امتحان کننده examiner ازمونگر، ممتحن، امتحان کننده .