امتناع معنی انگلیسی abstention disagreement rebuff refusal repulse واژههای انگلیسی با این معنی reest امتناع کردن، سر پس زدن اسب، دود زدن ماهي و غيره abstained امتناع يا خود داري کردن، پرهيز کردن، دوري کردن abstaining امتناع يا خود داري کردن، پرهيز کردن، دوري کردن abstains امتناع يا خود داري کردن، پرهيز کردن، دوري کردن refusal ابا، امتناع، استنکاف declinature خود داري، امتناع، دريغ contumacy سرکشي، امتناع از حضور دردادگاه، تمرد declinatory استنکاف اميز، مبني برخود داري يا امتناع recusance سرپيچي، امتناع از حضور در مجالس عبادت. stoppage in transitu حق استرداد جنس فروخته شده براي بايع، حق امتناع از تسليم مال التجاره در حال، حمل abstain خودداري كردن (از)، پرهيز كردن (از)، امتناع كردن(از) forbore خودداري کرد، دست نگاهداشت، دست برداشت forebear نيا، جد، خود داري کردن refuse رد کردن، نپذيرفتن، قبول نکردن rejcet وازدن، نپذيرفتن، نپسنديدن celibacy بي جفتي، تجرد، عزبيت baulk مرز، زمين شخم نزده، مانع