انتقال دهنده معنی انگلیسی conveyer conveyor واژههای انگلیسی با این معنی conveyor انتقال دهنده، صلح کننده، واگذارنده transmissive انتقال دهنده، فرستنده، قابل انتقال transferrer انتقال دهنده . neurotransmitter انتقال دهنده عصبي fibre optics انتقال دهنده نوار نازکي از نور، وسيله تفکيک ستون نور به رشته هاي نازک convector جسم انتقال دهنده گرما (مايع يا گاز وغيره) transporter ترابرگر، انتقال دهنده، منتقل کننده alienator واگذارکننده، انتقال دهنده، فروشنده transferer واگذارکننده، انتقال دهنده، منتقل portative برنده، انتقال دهنده، حامل alienor واگذار کننده، انتقال دهنده . negotiant طرف معامله، معامله کننده، انتقال دهنده negotiator طرف معامله، معامله کننده، انتقال دهنده assignor حواله دهنده، واگذار کننده، انتقال دهنده assigner حواله دهنده، واگذار کننده، انتقال دهنده . colminator کوليماتور، تقويت کننده نور، انتقال دهنده نور