انتقالی
معنی انگلیسی
transfer transitional
واژههای انگلیسی با این معنی
- transitional انتقالي، وابسته بمرحله تغييرياانتقال
- transitionary انتقالي، وابسته بمرحله تغييرياانتقال
- transferential انتقالي
- transit bearing سمت انتقالي، گراي انتقالي، گراي عبور کشتي يا هواپيما
- transitional motion حرکت انتقالي
- translational lift براي انتقالي
- translational motion حرکت انتقالي
- transitory income درآمد انتقالي، درآمدموقتي
- transational symmerty تقارن انتقالي
- transfer functions توابع انتقالي
- transfer income درآمد انتقالي
- transfer reaction واکنش انتقالي
- transitory society جامعه انتقالي
- translational energy انرژي انتقالي
- ceded public domains خالصجات انتقالي
- translation bearing ياتاقان انتقالي
- transfer earnings درآمدهاي انتقالي
- transmission dynamometer توان سنج انتقالي
- deferred income درآمد هاي انتقالي، پيش دريافت درآمد
- transfer molding قالب ريزي انتقالي، ريخته گري انتقالي
- transfer mold قالب گيري انتقالي
- transition ranges ميدان تير انتقالي
- transfer payments پرداخت هاي انتقالي
- government transfer payments پرداختهاي انتقالي دولت