انجام نشده معنی انگلیسی incomplete undone واژههای انگلیسی با این معنی unaccomplished انجام نشده، بي هنر، بي کمال unfulfilled انجام نشده، وفا نشده unredeemed از گرونيامده، انجام نشده، وفا نشده irredenta از گرو در نيامده، انجام نشده، جبران نشده . incomplete ناتمام، ناقص، تکميل نشده inconsummate ناتمام، ناقص، تکميل نشده