انجماد
معنی انگلیسی
frigidity
واژههای انگلیسی با این معنی
- gelation انجماد، بسته شدگي، سفت شدگي
- solidus خط انجماد
- cryoscope انجماد سنج، انجماد نما
- condensation trail مسير انجماد، مجموعه وسايل انجماد (وسايل سردکننده)
- price freezing انجماد قيمت، تثبيت قيمت
- concretive مايه انجماد، سفت شونده
- congealing point نقطه انجماد
- crymetry انجماد سنجي
- freezing point نقطه انجماد
- setting point نقطه انجماد
- solidification point نقطه انجماد
- solidifying point نقطه انجماد
- heat of solidification گرماي انجماد
- solidifying process فرآيند انجماد، روند انجماد، جريان انجماد
- wage freeze انجماد دستمزد، ثابت نگهداشتن دستمزد
- subfreezing زير نقطه انجماد، زير هسيرشي، زير يخبندان
- cryoscopic constant ثابت انجماد سنجي
- freezing-point depression نزول نقطه انجماد
- crygenic region ناحيه انجماد سنجي
- cryogenic frezing انجماد با سرمازايي
- normal freezing point نقطه انجماد متعارفي
- cryoscopic وابسته به انجماد سنجي.
- lyophil خشک شده بوسيله انجماد سخت، بدست امده در اثر خشک شدن بوسيله انجماد.
- concretionary تشکيل شده ازراه تحجريا انجماد، سفت شده