انگشت نما معنی انگلیسی eye-catcher notorious obtrusive واژههای انگلیسی با این معنی notorious انگشت نما، مشهور، بدنام flagrant اشکار، انگشت نما، رسوا gazing stock مايه عبرت، انگشت نما. proverbialize مثل کردن، انگشت نما کردن proverbial ضرب المثلي، ضرب المثل شده، مشهور gazing-stock مايه عبرت، مايه شگفت، موردمسخره