ایست کردن معنی انگلیسی stop واژههای انگلیسی با این معنی stop ايستادن، ايست کردن، توقف کردن check-string ريسمان درشکه که مسافربوسيله ان راننده رابه، ايست کردن اگاهي stand ايستادن، وا ايستادن، ايست کردن stay ماندن، توقف کردن، ايست کردن fetch up توليد کردن، عمل اوردن، ختم کردن halt ايست، درنگ، مکث