ایستادگی کردن معنی انگلیسی dispute maintain persevere persist resist stand withstand واژههای انگلیسی با این معنی abide ايستادگي كردن، پايدار ماندن، ماندن play out تا اخر ايستادگي کردن، تا اخر ايفا کردن، تا اخر بازي کردن resist مقاومت کردن، ايستادگي کردن، حريف شدن outride در سواري پيش افتادن ازدر برابرطوفان، ايستادگي کردن withstand مقاومت کردن با، ايستادگي کردن در، تحمل کردن withstood مقاومت کردن با، ايستادگي کردن در، تحمل کردن persistence پافشاري کردن، اصرار و ايستادگي کردن stand out برجسته بودن، دوام اوردن، ايستادگي کردن aby خريدن، پرداختن، كفاره دادن abye خريدن، پرداختن، كفاره دادن