با تکان معنی انگلیسی jerkily واژههای انگلیسی با این معنی succussatory وابسته به تکان حرکت کننده با صعوبت، داراي حرکت دشوار. bottom bouncing ماهيگيري با قايق و تکان دادن پي درپي قلاب waft سبک کردن، در روي هوا يا آب شناور ساختن، پرش مرغ با يک تکان بال lever اهرم، ديلم، اهرم کردن double leg زير دو خم با عوض کردن دست با مايه يک پا، رو کار، زير دو خم خورجين تکان (کشتي) nod سر تکان دادن، با سر اشاره کردن، سر پايين انداختن shrug off تکان دادن، با بي اعتنايي تلقي کردن.