با مهارت معنی انگلیسی proficiently واژههای انگلیسی با این معنی ship handling مهارت در کار کردن با ناو، مانور دادن ناو stickwork مهارت در به کار بردن چوگان با چوب طبل و، غيره skilful ماهر، استاد، با مهارت skillfully ماهر، استاد، با مهارت skillfulness ماهر، استاد، با مهارت featly بانظافت وچالاکي.، تر و تميز، با نظافت parlay مبلغ اصلي به علاوه ي مبالغ برده را يکجا شرط، بندي کردن، شرط بندي يکجا rarely بندرت، کم، کمتر spiller انداختن تمام ميله هاي بولينگ با، خوش شانسي نه مهارت، موجي که آهسته و يکنواخت مي شکند proficiently با زبر دستي، ماهرانه، ازروي مهارت