بارها معنی انگلیسی often واژههای انگلیسی با این معنی often بارها، خيلي اوقات، بسي oftentimes بارها، خيلي اوقات، بسي frequently بارها، مکررا، خيلي اوقات oft بارها cross loading سر شکن کردن بارها، تقسيم بارهاي هواپيما، مخلوط کردن بارها repulsion of charges نيروي دافعه بارها broken stowage فضاي خالي اطراف آمادها و بارها در داخل، کشتي boilerplate قطعه اي از متن که بارها کلمه به کلمه در، سندهاي گوناگون استفاده مي شود، ورق آهن ديگ بخار freuqently زود زود، بارها، مکررا many a time چندين بار، بارها load manifest فهرست بار، ليست بارها stowage plan طرح بارگيري ناو يا هواپيما يا چيدن، بارها در هواپيما يا ناو station number شماره پست مخابراتي، شماره ترتيب محل بارها در داخل هواپيما WORM- سرنام عبارت " "write once، read many، (به مفهوم يک بار repeatedly مکرراً، کراراً، بکرات