بازی دادن معنی انگلیسی dally واژههای انگلیسی با این معنی par in پايان دادن بازي گلف با کسب امتياز، استاندارد در بخشهاي باقيمانده carry one's bat تا پايان بازي ادامه دادن کار توپزن بدون، سوختن (کريکت) triple option بازي تهاجمي با 3 اختيار دادن توپ به مدافع، پرتاب بازيگر مياني حفظ توپ و دويدن با آن، يا پاس دادن (فوتبال آمريکايي) overact بيش از اندازه انجام دادن، بطور اغراق آميز بازي کردن يانمايش دادن ante پرداختن، در بازي پوکر سهمي که هرکس بايد بپردازد، سهم هزينه ي هر نفر juggle شعبده، تردستي، شيادي personate دراوردن، سهم کسيرا بازي کردن، نمايش دادن impersonate بصورت شخص در آوردن، شخصيت دادن، صورت خارجي دادن