بازیگری
معنی انگلیسی
acting histrionics stage
واژههای انگلیسی با این معنی
- stage fever کرم بازيگري يا اکتري
- spot bowler بازيگري که بجاي نشانه گيري به ميله هاي، بولينگ بجاي معيني روي مسير هدفگيري ميکند
- triple threat بازيگري که مهارت در دويدن و پاس دادن و، ضربه پا دارد
- ball carrier بازيگري که با توپ ميدود (رگبي و فوتبال، آمريکايي)
- quick change بازيگري که زودبه زودهيئت خودرابراي بازي، ديگرعوض کند
- distortionist بازيگري که اندامهاي خودراميتواند کج کند
- pin bowler بازيگري که مرتبا به ميله بولينگ هدف گيري، مي کند
- quarterback بازيگري که توپ را ميگيرد و بازي را رهبري، ميکند
- geek بازيگري که نقشهاي زننده و مشمئزکننده ايفا، ميکند، آدم عجيب وغريب
- understudied کسيکه نقش بازيگري را ياد ميگيردکه بطورعلي، البدل بازي کند
- understudies کسيکه نقش بازيگري را ياد ميگيردکه بطورعلي، البدل بازي کند
- understudy کسيکه نقش بازيگري را ياد ميگيردکه بطورعلي، البدل بازي کند
- contortionist بازيگري که اندام خودراميتواند پيچ داده ازشکل، طبيعي بدرآورد
- contortionistic بازيگري که اندام خودراميتواند پيچ داده ازشکل، طبيعي بدرآورد
- actg مخفف: هنرپيشگي، بازيگري
- basket hanger مفت خور، بازيگري که براي گلهاي مفت در، زمين حريف ميماند
- ingenue دخترساده، بازيگري که دختر ساده اي را نمايش دهد
- hooker مهاجمي که وسط خط جلو در تجمع است و حق، رد کردن توپ را با پا دارد (رگبي)، بازيگري که عادت به سد کردن با چوب دارد
- eight ball billiard بيليارد امريکايي، تقسيمي از 1 تا 7 براي، يک نفر و از 9 تا 15 براي نفرديگر و شماره
- stage صحنه، سن، بازي گاه
- acting کفالت کننده، کفيل، متصدي