بالاتر معنی انگلیسی above excelsior past superior supra- topper upper واژههای انگلیسی با این معنی further up بالاتر overshoot بالاتر زدن، خطا کردن، تجاوز کردن از overtrump آتوي بالاتر زدن parent directory دايرکتوري بالاتر evocation نقل بدادگاه بالاتر، احضار روح vide supra بالاتر را نگاه کنيد، مراجعه شود به بالا above par بالاتر از بهاي اسمي reserve buoyancy حجم بالاتر از خط آبخور ناو flag rank (ن.د.) افسر بالاتر از سروان، افسر ارشد. critical altitude ارتفاعي که از آن بالاتر کار دستگاهها، مختل مي شود plagal يک پنجم بالاتر يا پايينتر از نت اصلي forward tell انتقال دادن اطلاعات به رده هاي بالاتر، گزارش به مقام بالاتر speedy cut آسيب به عقب پاي جلويي اسب بالاتر از سم، با ضربه پاي عقب cabin supercharger کوپروسوري براي حفظ فشار کابين بالاتر از، فشار محيط overtone صداي فرعي که يک پرده بالاتر از صداي اصلي آن، بگوش ميرسد excelsior عالي تر، بالاتر، بهتر royalmast بالاترين دکل، دکل بالاتر hereinabove مافوق اين، بالاتر از اين. above all مخصوصا، بالاتر از همه cabin blower در بعضي هواپيماها کوپروسوري براي حفظ، فشار کابين بالاتر از فشار محيط greenmail خريد مقدار زيادي از سهام يک شرکت به اين اميد، که مديران سهام را به قيمت بالاتر، بازخريد کنند braze-welding جوشکاري برنجي، جوشکاري در دمايي بالاتر از 450 درجه، سانتي گراد و پايين تر از نقطه ذوب قطعات cassion discase تغييرات عصبي ناشي از کاهش فشار محيط، در ارتفاع بالاتر از يک يا دو اتمسفر mezzanine آشکوب کوتاه، ميان آشکوبهم تراز زمين و آشکوب هاي بالاتر، زمين پايين صحنه