بالی معنی انگلیسی alar واژههای انگلیسی با این معنی alar بالي، زيربغلي، متعلق به پيوندگاه درخت يابرگ dealation بي بالي. real-box wing بالي با سه تيرک rhombus wing بالي با سطح مقطع متقارن freestyle مسابقه هاي اسکي آزاد (بالي، هات داگ، پرش با عمليات آکروباتيک) Bali جزيره بالي در کشور اندونزي finner بالي که مانند ماهي برپشت پردارد، بال پردار variable-geometry wing بالي که زاويه سويپ آن تغيير ميکند parasol wing بالي که هواپيما از آن آويزان ميشود isoclinic wing بالي که زاويه برخورد آن هنگام خم شدن، در اثر نيرو نيز ثابت ميماند wet wing بالي که ساختمان تشکيل انتگرال تانک براي، سوخت ميدهد low mid wing بالي که در ارتفاع يک سوم بدنه قرارگرفته Balinese وابسته به جزيره ي بالي و مردم و زبان و فرهنگ، آن، بومي يا ساکن بالي goldbeater زرورق ساز، حشره قاب بالي که رنگ سبز مسي دارد