بدشانسی معنی انگلیسی misadventure misfortune واژههای انگلیسی با این معنی whammy بدشانسي، چشم بد، چشمزخم snakebite دوره بدشانسي jinx ادم بد شانس، ادم که بدشانسي مياورد، شانس نياوردن. ambsace دوکور، بدنقشي، بدشانسي. hoodoo رجوع شود به voodoo، بديمن، موجب بدشانسي Jonah يونس، ادم بد قدم، مايه بدبختي