بدگمان معنی انگلیسی cynical distrustful doubter doubting Thomas dubious paranoid suspicious واژههای انگلیسی با این معنی misdoubt بدگمان شدن، سوظن، موردظن cynical بدگمان نسبت بدرستي ونيکوکاري بشر، غرغرو، عيبجو distrustful بي اعتماد، بدگمان، موجب بدگماني defiant بي اعتنا، جسور، بدگمان