بر آمدگی معنی انگلیسی protrusion واژههای انگلیسی با این معنی osteophyte بر آمدگي استخواني olivary body بر آمدگي جلو پياز مخ، برآمدگي قدامي بصل النخاع naze دماغه بلند، راس پرتگاه، بر آمدگي mount کوه، تپه، بر آمدگي mountable کوه، تپه، بر آمدگي nipple نوک پستان، سر پستانک، بر آمدگي پستانک nut ميوه هسته دار، جوز، مهره nid نوک، سر، نوک قلم