mountable UKmauntəbl معنی فارسی کوه تپه بر آمدگي واژههای دیگر با معنی «کوه» mount کوه، تپه، بر آمدگي koa کوه mountain کوه ice berg کوه يخ، آدم بي عاطفه rangier کوه دار، کوهستاني، (درازو) باريک rangiest کوه دار، کوهستاني، (درازو) باريک rangy کوه دار، کوهستاني، (درازو) باريک spindling کوه دار، کوهستاني، (درازو) باريک nebo کوه نبو alp کوه بلند، قله بلند