spindling معنی فارسی کوه دار کوهستاني (درازو) باريک معنی کامل و مثالها /spind´liŋ´/adj.● رجوع شود به: spindly واژههای دیگر با معنی «کوه دار» rangier کوه دار، کوهستاني، (درازو) باريک rangiest کوه دار، کوهستاني، (درازو) باريک rangy کوه دار، کوهستاني، (درازو) باريک rugged ناهموار، پست وبلند، کوه وتپه دار