دیکشنری فارسی

rangy

US'reındʒı

معنی فارسی

کوه دار کوهستاني (درازو) باريک

معنی کامل و مثال‌ها

/rān´jē/adj.

متمایل به تحرک و گردش، گردان، بیابانگرد، گردشگر، دشت گرد

لاغر و پادراز، کشیده اندام

angy cattle

دام‌های کشیده اندام

(دشت و چراگاه وغیره) گسترده، وسیع

تعریف انگلیسی

adjective
  1. tall and thin and having long slender limbs “a gangling teenager” “a lanky kid transformed almost overnight into a handsome young man”
  2. adapted to wandering or roaming
  3. allowing ample room for ranging

واژه‌های دیگر با معنی «کوه دار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن