بر آن
معنی انگلیسی
whereon
واژههای انگلیسی با این معنی
- thereon بر آن، براين، روي آن
- determinably بر آن شدن، تصميم گرفتن، مصمم شدن
- determine بر آن شدن، تصميم گرفتن، مصمم شدن
- typematic هر کاراکتر صفحه کليد که تا وقتي بر آن، فشار وارد مي شود تکرار مي گردد
- mop چوبي که کهنه يا پشم بر ير آن مي پيچند، ومانندجاروب بکار ميرود
- rudderpost تير يا تخته اي که سکان بر آن متکي است، رجوع شود به rudderstock
- bodysurf ورزشي که طي آن شناگر رو به پايين بر آب، ميخوابد و امواج او را به جلو ميبرند، سرفينگ بدني
- vortex line خطي که جهت آن در هر نقطه بر بردار دوران، منطبق و خطوط مماس براين خط با جهت موضعي، جريان موازي ميباشند
- mimeograph اسبابي که با آن رونوشت بسيار از چيزي بر، ميدارند
- peptone جسم آلبوميني غذا پس از تاثير پپسين بر آن، پپتن
- gyroplane هر نوع وسيله ي نقليه ي هوايي که پره آن بر، محور عمودي سوار باشد، ژيروپلان
- herm ستون يا سنگي که بر بالاي آن مجسمه ي سر يا، بالاتنه هرمس نصب شده بود
- iambic شعري که بحر آن بر وتد مجموع ساخته شده باشد
- iambic verse شعري که بحر آن بر وتد مجموع ساخته شده باشد
- marshalsea دادگاهي که knight marshal بر آن رياست داشت
- determinedly مصمم، بر آن، عازم
- tromsillumination معاينه اندامي بوسيله انداختن روشنايي زياد، بر روي آن
- ween تصور کردن، بر آن (عقيده) بودن
- disturbing moment گشتاوري که در جهت دوران هواپيما حول يک، محور بر آن اثر مي کند
- gong زنگي که از صفحه لب برگردانده تشکيل شده، و چکشي آهسته بر آن ميزند
- greshams law قانون گرشام، اصلي است که بر طبق آن پول، بد (يا ارزان مثل نقره) پول خوب (ياگران
- myo-edema -1 غلنبه شدن عضله خسته و تحليل رفته پس از وارد آمدن، ضربه اي بر آن . -2 خيزماهيچه، ادم يک عضله .
- taxable ماليات بردار، چيزي که ماليات بر آن تعلق مي گيرد
- pull down menu فهرستي که مي تواند توسط تيک کردن، اشاره گر ماوس بر روي عنوان آن و يا، توسط فشردن دکمه صفحه کليد نمايش