براده
معنی انگلیسی
chip filing splinter
واژههای انگلیسی با این معنی
- abrasive grit براده، تراشه، خرده فلزات
- iron filings براده آهن
- shot blasting براده آهن
- cuttings براده فلزات
- discontinuous chip براده گسسته
- drillings براده فلزات
- metal cutting براده برداري، فلزبري، برش فلز
- removal of chips برداشت براده، براده برداري
- curly chip براده پيچيده
- flow chip براده پيوسته
- metal removal برداشت براده
- metal-cutting work براده برداري
- discharge of chips تخليه براده ها
- filing coherer کوهرر براده اي
- machining method روش براده برداري
- machinable قابل براده برداري، قابل تراش
- machining time زمان براده برداري
- metal removing capacity قدرت براده برداري
- metal-cutting element عنصر براده برداري
- machining requirments شرايط براده برداري
- turnings براده هاي تراشکاري
- machinability قابليت براده برداري، قابليت تراش
- continous chip براده هاي قيچي کاري
- metal-cutting machine دستگاه براده برداري