برای انجام
معنی انگلیسی
for
واژههای انگلیسی با این معنی
- yaght club باشگاه تفريحي قايق داران براي انجام، مسابقه بين اعضا
- overslaugh بخشودگي از کاري براي انجام کار بزرگتر، بازداشتن، مانع شدن
- aircraft mission equipment وسايل لازم براي انجام ماموريت هواپيما
- trick ski اسکي کوتاه براي انجام حرکات نمايشي اسکي، روي آب
- aircraft role equipment تجهيزات لازم براي انجام ماموريت هواپيما
- booking قرارداد براي انجام نمايش يا سخنراني درآينده، پيشگزيني
- mission essential حياتي از نظر انجام ماموريت، ضروري براي انجام ماموريت
- two man rule قانون حضور ياتصويب دو نفره يا تصويب به، وسيله دو نفر براي انجام کار
- send round دور زدن، (براي انجام منظوري) فرستادن.
- naive user شخصي که مي خواهد کاري را با کامپيوتر، انجام دهد اما فاقد تجربه لازم براي، برنامه نويسي با کامپيوتر مي باشد
- closed-cycle reactor system در هسته شناسي راکتوري که در آن گرماي، اوليه حاصل از شکافت براي انجام کار مفيد، توسط دوران يا گردش ماده سرد کننده در يک
- tout temps prist تسليم خوانده در برابر خواهان با اعلام، اين که هميشه براي تحويل يا انجام خواسته، حاضر است
- number cruncher کامپيوتر کاملا" عددي، کامپيوتر محاسباتي، يک برنامه يا کامپيوتر که براي انجام
- nsfnet يک شبکه گسترده تهيه شده توسط دفتر، محاسبات علمي پيشرفته در موسسه ملي علوم، براي انجام عمليات غيرنظامي طراحي وزارت
- verification fire تيراندازي آزمايشي، تير آزمايشي، تيراندازي که براي تشخيص خطاي توپ انجام
- concerted action عمل مشترک، عمل مرسوم، عملي که عده اي براي انجام آن توافق کنند
- quantum meruit هر قدر کارش واقعا" ارزش داشته باشد، در دعوي کارگر بر کارفرما، کارفرما کاري
- USRT سرنام عبارت "universal synchronous، " receiver-transmitter (به مفهوم گيرنده فرستنده همزمان، جهاني) واحدي است که معمولا از يک مدار مجتمع تشکيل
- VL-bus حروف اختصاري VESA local bus، نوعي معماري گذرگاه، محلي است که به وسيله Video Electronics Standard
- APPC سرنام Advanced Program-to-Program، Communication، پروتوکلي است که توسط شرکت آيبيام
- electronic cottage مفهوم اجازه دادن به کارگران براي اينکه، در خانه بمانند و کارها را توسط بکارگيري، ترمينالهاي کامپيوتر که به يک دفتر مرکزي
- limit state حالت حدي، حالت خاص يک ساختمان که ديگر، وظيفه خود را انجام نميدهد و يا شرايطي
- go to sleep اصطلاحي براي توقف کاميپوتر يا عدم امکان، انجام عملي توسط کامپيوتر به دليل گرفتار، شدن در يک حلقه نامحدود
- rework دوباره انجام دادن، دوباره ورزيدن، بازنويسي کردن