برخوردن معنی انگلیسی run واژههای انگلیسی با این معنی shockingly بطور انزجاراور، چنانکه موجب برخوردن شود، بطور موحش happen روي دادن، رخ دادن، برخوردن swim سناکردن، شناورشدن (يابودن)، چرخ خوردن