برخی
معنی انگلیسی
few some
واژههای انگلیسی با این معنی
- some برخي، بعضي، بعض
- crossruff (برخي بازيهاي ورق)، ورق مورد دلخواه شريکخود را روي ميزانداختن
- rubato شتاباندن برخي نتها، کوتاه يا بلند کردن نتها، قطعه ي تعديل شده
- doodlebug ليسه ي برخي آسيابانکها، هر اسباب من درآوردي که با آن بخواهند جاي، چيزي را در زيرزمين پيدا کنند
- dom عنوان برخي راهبان و کشيشان، عنوان اشخاص برجسته
- griselda قهرمان برخي داستانهاي قرون وسطي
- landgravine لقب برخي از شاهزادگان آلماني است
- grand inquisitor رئيس دادگاه رسيدگي در برخي کشورها
- brit نوزاد شاه ماهي و برخي ماهيهاي ديگر، بچه ماهي، جانوران ريز دريايي که خوراک نهنگ و ماهيان
- s-100 bus يک وسيله استاندارد اتصال ميان برخي، ريزکامپيوترها و تجهيزات جانبي
- podesta رئيس شهرداري در برخي شهرهاي ايتاليا، رئيس شهرباني
- herd-book نژادنامه برخي جانوران همچون گاو وخوک، نسب نامه حيواني
- page of presence لقب هايي که به برخي گماشتگان خانواده، سلطنتي ميدهند
- quartermaster افسرجزءکه متصدي برخي کارهاي کوچک است، کارپرداز
- argot زبان ويژه دزدان (يا برخي طبقات ديگر)
- isinglass ماده ژلاتيني که از برخي ماهيان اب شرين، ميگيرند، سريشم سگ ماهي
- lapboard تخته کار که برخي از کارگران در دامن خود، گذارده اند
- ipomoea حنس نيلوفر پيچ که برخي گياهان دارويي نيز، همچون جلب و جزو ان هستند
- alpha privative الف سالبه که در سر برخي واژه هاي انگليسي، نيز در مي ايد
- page of bonour لقب هايي است که به برخي گماشتگان خانواده، سلطنتي ميدهند
- parish clerk کشيش يا عامي که متصدي برخي کارهاي کليساي، بخش مي گرد د
- phalli شکل ذکرصورت يا تمثال کير که در برخي مذاهب، مورداحترام وپرستش است
- phallus شکل ذکرصورت يا تمثال کير که در برخي مذاهب، مورداحترام وپرستش است
- preferentialism اصول دادن امتيازات به برخي کشورها نسبت به، حقوق گمرکي کالاي انها