برنگ
معنی انگلیسی
bronze
واژههای انگلیسی با این معنی
- bloodred برنگ خون، خونين
- rosily برنگ قرمز، بارضايت، باشادي.
- sepal oid برنگ کاسبرگ، بشکل کاسبرگ، کاسبرگي.
- chromatographic وابسته برنگ نگاري، رنگ نگار.
- rubrication نشان گذاري برنگ قرمز، خط يا چاپ يا نشان قرمز، تذهيب
- marble cake کيک کره دار برنگ روشن.
- gummite ئيدراتاورانيم برنگ زرد مايل بقرمز.
- scarlet letter حرف A برنگ سرخ که روي سينه زناکاران، نصب ميشده .
- oroide ترکيب مس و روي که رنگ آن برنگ زرماند، زربدل
- grisaille نقاشي برجسته نماروي شيشه برنگ خاکستري
- ripe lips لبهاي قرمز (با اشاره برنگ ميوه رسيده)
- gradate ازرنگي برنگ ديگر رفتن يابردن چنانکه محسوس، نباشد، درجه بندي کرد
- gahnite ماده معدني برنگ سبز تيره بفرمول .Zn Al2 O4
- platina پلاتين يا طلاي سفيد طبيعي، برنگ طلاي سفيد.
- iridescent داراي رنگ هاي قوس قزح، قوس قزحي رنگ برنگ شده
- color blind رنگ کور، فاقد حساسيت نسبت برنگ.
- drier خشک کننده، ماده اي که برنگ روغني ميزنندکه، زودانرابخشکاند
- dryer خشک کننده، ماده اي که برنگ روغني ميزنند که، زودانرابخشکاند
- odontolite فيروزه استخواني، دنداني که تبديل به سنگ شده و برنگ فيروزه، در آمده است
- euclase سيليکات کمياب، بريليوم و الومينيوم برنگ سبز روشن يا ابي.
- sanguineous خوني، دموي قرمز، برنگ خون
- strawy کاهي، کاه مانند، برنگ کاه
- variegate رنگارنگ، کردن، رنگ برنگ کردن
- opalline شيشه مات، شيري رنگ، برنگ عين الشمس.