برهان معنی انگلیسی demonstration justification proof واژههای انگلیسی با این معنی reductio ad absurdum برهان خلف enthymeme برهان موجز، قياس اضماري indirect proof برهان غيرمستقيم theorem قضيه، برهان، مسئله dilemma حيص بيص، برهان قاطع دوحدي plead دفاع کردن، محاجه کردن، برهان نمايي کردن sophistries سفسطه، مغالطه، زبان بازي sophistry سفسطه، مغالطه، زبان بازي