برومند معنی انگلیسی exuberant fecund fertile healthy mature young youthful واژههای انگلیسی با این معنی fruitful برومند، باردار، باراور fecund يارور، برومند، حاصل خيز prolific پرزا، بارخيز، برومند feracious حاصل خيز، پربار، پربرکت