بریان معنی انگلیسی grilled واژههای انگلیسی با این معنی parched corn گندم بريان، گندم برشته brian kellogg پيمان بريان کلوگ، پيماني که مبتکر آن بريان کلوگ وزير، خارجه امريکا در 1928 بود و امضا کنندگان bifteck گوشت گاو بريان شده grillroom رستوراني که خوراک مخصوصش گوشت بريان، است، استيک فروشي chophouse رستوراني که در آن گوشت بريان داده ميشود gratineed داراي پنير رنده شده و خرده نان بريان شده parch برشته کردن، بريان کردن، نيم سوز کردن barbecued برياني، بريان کردن barbecues برياني، بريان کردن barbecuing برياني، بريان کردن club steak قسمتي از گوشت ران گاو، گوشت گاو بريان شده . paillard لايه ي باريکي از گوشت مرغ يا گوساله که در، حرارت زياد و به مدت کم بريان ميشود barbecue برياني، کباب، بريان کردن broiler جوشاننده، پزنده، بهم زننده