بسیار زیاد معنی انگلیسی abysmal exceedingly gigantic hugely measureless numberless overmuch supremely واژههای انگلیسی با این معنی v.h.f. بسامد بسيار زياد very-high frequency بسامد بسيار زياد u.h.f. بسامد بسيار بسيار زياد ultra-high frequency بسامد بسيار بسيار زياد salami technique سرقت مقادير کوچکي از دارايي بسيار زياد ador پرستش، ستايش، عشق ana- پيشوندي است مشتق از يوناني و لاتين بمعاني زير :، -1 بالا و بطرف بالا و بالائي .، -2 دوباره و از نو vastitude پهناوري، وسعت، عظمت just مناسب، جور، متناسب crowding out effect اثر جبراني، انديشه اي که استقراض بسيار، زياد دولت وجوه قابل دسترس وام گيرندگان multimult پيشوند بمعني ' بسيار وزياد ' و ' داراي تعداد، زياد ' و ' متعدد ' و ' بيشتر ' و ' چند.' overly زياد، بسيار، بيش از حد howling زوزه کش، زوزه کشنده، جيغ کشنده immense بي اندازه، خيلي زياد، گزاف profuse فراوان، بسيار، زياد multitudinous بسيار، زياد، کثير multiplied افزودن، بسيار کردن، زياد کردن multiplies افزودن، بسيار کردن، زياد کردن multiply افزودن، بسيار کردن، زياد کردن googol عدد يک با صد صفر در جلوي ان.، عدد بسيار بزرگ، مقدار زياد powerfully نيرومندانه، با توانايي، مقتدرانه multiplicities بسياري، تعد د، مضاعف بودن multiplicity بسياري، تعد د، مضاعف بودن polygram شکل بسيار خط، طرح يا نقشه که خطهاي زياد دران بکاربرده شده، است