دیکشنری فارسی

overly

US'əuvəlı

معنی فارسی

زياد بسيار بيش از حد به طور مفرط فزون کارانه بسيار گرانه زياده زيادي

معنی کامل و مثال‌ها

/ō´vǝr lē/adv.

زیاد، بسیار، بیش از حد، به طور مفرط، فزون کارانه، بسیار گرانه، زیاده، زیادی

don't be overly optimistic!

زیاده خوش‌بین نباش‌!

ریشه و کاربرد

Adverb

To an excessive degree.

ریشه

From 'over' + '-ly'.

مثال

  • She was overly concerned about the details.
  • The cake was overly sweet.
  • He was overly confident in his abilities.

ترکیب‌های رایج

Overly concerned Overly sweet Overly confident Overly ambitious

واژه‌های دیگر با معنی «زياد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن