دیکشنری فارسی

intensively

UKintensivliː USın'tensıvlı

معنی فارسی

زياد ، سخت ، بشدت ، با تشديديا تاکيد ،

باتوجه و سرمايه زياد ، بطورعلمي

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in an intensive manner “he studied the snake intensively” “Derived from adjective: intense”

واژه‌های دیگر با معنی «زياد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن