دیکشنری فارسی

overmuch

UKouvəmʌtʃ

معنی فارسی

زياد بيش از اندازه زياده ازحد

معنی کامل و مثال‌ها

/ō´vǝr much´/adj.,adv., n.

مفرط، بسیار زیاد، بیش از حد، فزون گرانه

واژه‌های دیگر با معنی «زياد»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن