overmuch
UKouvəmʌtʃ
معنی فارسی
زياد بيش از اندازه زياده ازحد
معنی کامل و مثالها
/ō´vǝr much´/adj.,adv., n.
● مفرط، بسیار زیاد، بیش از حد، فزون گرانه