بعداز معنی انگلیسی next upon واژههای انگلیسی با این معنی post meridiem بعداز ظهر، پس از نصف النهار postmeridiem بعداز ظهر، پس از نيمروز . postmeridian بعداز ظهري، وابسته به بعد از نصف النهار matinee نمايش بعداز ظهر، جشن بعداز ظهر، موزيک بعداز ظهر morning call ديدني بعداز ظهر prospective وابسته به اينده، مربوط به بعداز اين، پس از ايني after-sales service خدمات بعد از فروش، خدماتي که فروشنده، بعداز فروش کالا به مشتري خود ارائه مينمايد dewey decimal classification (منسوب به <، ديوي > Dewey Melvil کتابدار امريکايي) طبقه، بندي و نمره گذاري کتب و نشريات کتابخانه با behinds پشت، (در) عقب، پشت سر new deal نيوديل، قرار جديد، برنامه روزولت behind عقب، پشت سر، باقي کار next بعد، ديگر، آينده over بالاي، روي، روي سر