بلسان معنی انگلیسی balsam واژههای انگلیسی با این معنی balm بلسان، مرهم، مرهم گذاشتن balsam بلسان، درخت گل حنا balsamiferous بلسان اور opobalsam بلسان مکي balsam oil روغن بلسان، روغن مصري balsam tree درخت بلسان rosewood چوب بلسان بنفش bealm of mecca (حنا) بلسان مکي blam of peru (حنا) بلسان هندي copaiba درخت(بلسان تعقيبه) balm of gilead (حنا) بلسان اسرائيل xylobal samun (جوشانده) عود بلسان tacamahac صمغ، بلسان مخصوص بخور معطر. tacamahaca صمغ، بلسان مخصوص بخور معطر. chrismatory ظرف يا گنجانه اي که روغن آميخته، با بلسان را در آن ميريزند tinct. = tincture، تنتور، محلول الکلي يا هيدروالکلي که از يک داروي