بن بن
معنی انگلیسی
sugarplum
واژههای انگلیسی با این معنی
- basilar در بن، بنيادين
- Bonn شهر بن
- chalaza بن زرده، بن
- jonson بن جانسون
- impasse کوچه بن بست، حالتي که از ان رهايي نباشد
- cul de sac کوچه بن بست، تنگنا.
- blind a lley کوچه بن بست
- blind alley کوچه بن بست
- cul-de-sac کوچه بن بست
- therapeutic impasse بن بست درماني
- double bind بن بست دو سويه
- basipetal از نوک به بن ساقه، بنسوي، بنرو
- back iron بن فشار (در رنده)
- behn-rorschach test آزمون بن - رورشاخ
- mumps (طب) آماس غده بنا گوش، بن گوشي، اخم
- layer لايه، بن لايه، ورقه
- coffee-berry دانه قهوه، بن قهوه
- benzoin بچه ته تغاري، بن ياسين، (گ.ش.) درخت حسن لبه
- dead lock وقفه، کوچه بن بست، اشکال
- root ريشه، بيخ، بن
- rootlessness ريشه، بيخ، بن
- coffeebean دانه قهوه، حبه قهوه، بن قهوه
- logjam انباشتگي تنه ي درختان بريده شده در رودخانه، کارهاي عقب افتاده، انباشتگي کار
- Bunraku نوعي خيمه شب بازي ژاپني که عروسکهاي آن، قد انساناند و هريک توسط دو يا سه نفر به، جنبش در ميآيند