به آسانی معنی انگلیسی easily easy readily simply smoothly واژههای انگلیسی با این معنی skittle سوزاندن چند توپزن به آساني پشت سر هم، (کريکت)، ميله چوبي بولينگ squib kick ضربه کوتاه با پا که به آساني به دست تيم، حريف نيفتد (فوتبال آمريکايي) flatwork روميزي و ملافه که ميتوان آنها را به آساني، در پرس اتو کرد setup توپ آسان براي برگرداندن، وضع گويهايي که به آساني مي توان امتياز، بدست آورد (بيليارد) copyholder خبرخوان، گيره اي که خبر را جلو حروفچين نگه ميدارد تا، بتواند به آساني آن را بخواند neutrophil خنثي خواه، نتارخواه، به آساني رنگ شونده توسط رنگهاي خنثي