به جای
معنی انگلیسی
for instead pro-
واژههای انگلیسی با این معنی
- return pistol طپانچه ها به جاي خود، طپانچه را بگذاريد
- guides post فرمان راهنماها به جاي خود، نفر هادي مستقر شويد
- lacunate وابسته به حفره يا جاي خالي.
- vicarious work کاري که کسي به جاي ديگري بکند
- q correction تصحيحات مربوط به هدف يا جاي هدف، (دريايي)
- lagune جاي کم گود در دريا نزديک به کرانه، مرداب، درياچه
- generalist کسي که به جاي تخصص در يک رشته در چند، زمينه معلومات کلي دارد، داراي معلومات
- scutage مالياتي که به جاي خدمت سربازي پرداخت، ميشد
- grounder توپي که با چوگان زده ميشود و به جاي به، هوا رفتن روي زمين ميغلتد
- offset bombing روش بمباراني که در آن به جاي هدف از يک، نقطه نشاني استفاده مي شود
- truck system اصول دادن کالا به جاي دستمزد به کارگران
- printnow letter.doc DOS يا OS/2 به جاي علامت %1 نام فايلي را، که تايپ شده است قرار مي دهد و DOC .LETTER، را روي چاپگر چاپ مي کند
- shoji دريچه ي لغزان که به جاي شيشه کاغذ فرانما، دارد
- fall in به خط شدن، فرمان به جاي خود، به خط شويد
- vicarious saccifice قرباني، خودش به جاي ديگران، فداکاري
- gold import point نقطه ورود طلا، حالتي است که کشور خريداري کننده کالا، به جاي ارز يا پول
- vicariousness جانشيني، نيابت، خود را به جاي ديگري گذاشتن
- ideograph نشان، رمز، نشاني که به جاي نوشته به کار رود
- stand fast متوقف شدن، فرمان توقف در توپخانه يا، فرمان توقف در توپخانه يا فرمان بايست
- metalist فلزکار، فلزگر، ايخشتگر
- localize محلي کردن، محدود بيک جا کردن، جمع کردن
- PDA حروف اختصاري Personal Digital Assistant، نام نوعي، کامپيوتر دستي سبک وزن است که براي کاربردهاي شخصي
- LCD printer [چاپگر LCD]، شکل خلاصه liquid crystal display printer (چاپگر، نمايگشر کريستال مايع)
- PC CARD نام تجاري PCMCIA (مخفف Personal Computer، Memory Card International Association) که براي، کارتهاي افزودني مطابق با مشخصه PCMCIA به کار