به سختی معنی انگلیسی barely hard hardly ill narrowly scarcely sorely strenuously واژههای انگلیسی با این معنی dutch uncle کسي که به سختي ديگري را ملامت کند. dimension stock چوب سختي که به ابعاد معيني تبديل شده wade به آب زدن، به سختي رفتن، پياده رفتن از scarcely بسيار کم، اندکي، به سختي accolade مراسم اعطاي منصب سلحشوري، خط آبرو، خط پيوند aggravation تبديل به بدتر، تشديد، سخت کردن impenitence سر سختي زياد در گناه، پشيمان نشدن از گناه، بي ميلي نسبت به توبه